![]() |
چهار شنبه 7 فروردين 1392 |
یه دختر تو چنگال دیوی سیاه
یه مخروبه و حس و حال گناه
یه نامردی پشت نقابی کثیف
یه گوشه یه چادر یه کفش و یه کیف
یه جسم نحیف و تقلای مفت
یه دست و یه بازو یه گردن کلفت
یه آیینه ی پاک و زیبا شکست
خدا هم گمونم که چشماشو بست
یه لکه به دامن حراج آبرو
کسی باورش میشه حرفای او
یه فکر و جدل بر سر هست و نیست
یه پل یه خیابون یه تابلوی ایست
یه صبح و یه روزنامه تیتر درشت
یه دختر بدون دلیل خود رو کشت
یه دختر یه خفاش و روی سیاه
دوباره همون حس و حال گناه
(((((م صادقی)))))
![]() نویسنده : م صادقی
![]() |