کلبه های غم
غروب غمها و طلوع آرزوهایتان را آرزومندم

اكسير مرگ نظر احساس مشترك من و نازنين دهقاني آخر قصه بوس و كابوس فصل سقوط عاشقي خواهش تقدير عشق و هوس من از انکار می ترسم کابوس بانو خیانت آیینه امشب تقدیر شطرنج غم هوس نيا حس دلتنگي مادر پنجره خيانت بن بست رویا عشق ... مرز دلبستگی هیچ .... عشق اجباري ديگه بي تو نبايد عاشقي كرد فاصله تنفر


نظر




نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393

كودك غزه

همراه بغضی که گلوم و می فشاره


امشب دلم در گیر یه حسی عجیبه


می خواد دلم گریه کنه همراه بغضه


اون کودکی که پاک و معصوم و نجیبه

 

عمری براش از استقامت شعر گفتن


داره میون مرثیه گریش می گیره


حتی اگه خمپاره ها اون و نکشتن


بی چاره از ترسش همون گوشه می میره

 

فردای روشن حق اون چشماته اما


تو پیله هم میشه مگه پروانگی کرد ؟


دنیا قرنطینه شده تو بی خیالی


سخته ، نمیشه عاشقونه زندگی کرد

 

جای لالایی توی گوشت غرش تانک


جای عروسک مین تو دستای پاکت


حالا یه عمره رنگ شادی رو ندیدی


بوی غم و خون میده هر گوشه ی خاکت

 

با چن بیانیه و چن تا حرف و تفسیر


کی میشه احساس تو رو از دور فهمید


باید کنارت توی آتیش زندگی کرد


شاید بشه یه لحظه اندوه تو رو دید

 

هر شب تو با آهنگ موشک خواب میری


گهواره هم داره برات تابوت میشه


میگن خدای صبر ایوب پیامبر


داره جهان از صبر تو مبهوت میشه

 

شاید همین لحظه که ما درگیر خوابیم


یه کودکی داره می میره توی غزه


یه مادری شرم یقش رو چاک میده


بابا میون قفس غماش می لرزه

 

دستای کوچیکت قنوت و ناله کرده


چشمات به سوی آسمون در انتظاره


یه عمره که ناله می میره توی سینت


انگار خدا هم ناله هات و دوس داره

 

زیاد سر و صدا نکنید ، نکند زبانم لال حقوق بشر از خواب بیدار شود

 

((((( م صادقي )))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 7 مرداد 1393

زندگي كن باهام

براي حضورت كنار دلم

تموم وجودم پره خواهشه

مي خوام توي آغوش تو گم بشم

كمك كن هموني كه مي خوام بشه

 

ديگه خستم از تاريكي دلم

مي خوام آسمون تو دلم جا بشه

مي خوام هر چي رويا دارم تو دلم

همش توي دست تو معنا بشه

 

بيا غرق من شو همين امشب و

بزار تا هوات و  تنفس كنم

چقد خوبه گرماي لب هاي تو

اگه رو تن خسته ام حس كنم

 

بزار باورم شه كه دستاي تو

شفا بخش زخماي واموندمه

بزار باورم شه اگه اينجايي

همش از دعاي كه مي خوندمه

 

به فردا اميدي نداره دلم

بيا امشب و  رو تنم گل بكن

مي دونم كه سخته ، براي خدا

يه مقدار ديگه تحمل بكن

 

من آيندم و بي خيالش شدم

بريز عطر خوبت تو اين لحظه هام

ببين بعد از اين هر چي مي خواد بشه

فقط امشب و زندگي كن باهام

((((( م صادقي )))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 7 مرداد 1393

اكسير مرگ

تو اين خونه مردي نفس مي كشه

كه داره دل از عاشقي مي بره

به جاي نگاهش به فرداي خوب

پر از آرزوهاي زجر آوره

 

نهالي كه توي دلش پا گرفت

داره دست تقدير اون و مي شكنه

مي خواس آسموني شه اما حالا

غماش داره اون و زمين مي زنه

 

(( شبو از نگاه تو پس مي زنم

اگه يك نفس عاشق من بشي

همه آسمون سهم بال توئه

بزار لايق اين شكفتن بشي

 

بمون آرزوي دل بي كسم

مي خوام با تو دنيام و تزيين كنم

تو بال من و اوج پروازمي

كمك كن پريدن رو تمرين كنم ))

 

يه مردي توو تنهايي محض خود

سرش روي عكساي رو ميزشه

داره تو توهم نفس ميكشه

بهارش چقد شكل پاييزشه

 

تاوان چيو داره پس مي ده او

فقط جرمش اين بود كه خون داده بود

همون يه دفه بود كه اكسير مرگ

توي خون او سر در آورده بود

 

((((( م صادقي)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : چهار شنبه 14 خرداد 1393

احساس مشترك من و نازنين دهقاني

ترانه زير همكاري منه با دوست و استاد عزيزم سركار خانم نازنين دهقان 

تقديم به آقامون

ای یوســـــــــــف زهرا کجایی که


دنیای ما کــــــــارش عجیب زاره


ما نســـــــــلمون سرباز ِ فیسبوکه


پا در رکاب ِ اســــــــب ِ ماهواره

ادامه ترانه رو در ادامه مطلب بخونيد

البته رمز داره و تو خصوصي ميتونيد درخواست رمز كنيد ( رمز به همه داده نخواهد شد )

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393

آخر قصه

مث آخر تلخ يه قصه اي

نميشه كنار تو لبخند زد

پر از آرزوهي خوبم ولي

نميشه به روياي تو بند زد

 

مي خواستم كه آفتابي باشي ولي

تو چشماي تو حتي فانوس نيس

كنارم مث يه توهم شدي

ديگه بوسه هاي تو هم بوس نيس

 

كدوم آرزوي تو رو خط زدم

كدوم آيينه تو نگاهت شكست

مگه عشق من تير ناگاه بود

كه خون توي چشماي نازت نشست

 

چه فايده كه در نقش خورشيد شم

تو داري توي تاريكي مي پري

نمي دوني تو يه بغل هيچ رو

به قيمت جونت داري مي خري

 

تو بي من تو مرداب اين زندگي

براي رسيدن تقلا نكن

مي دوني كه من بال پروازتم

ديگه واسه من كه حاشا نكن

 

نمي توني دنيام و باور كني

برو حالا كه از نگام خسته اي

مي خوام باورت شه براي ذلم

خودت آخر تلخ اين قصه اي

((((( م صادقي )))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 13 خرداد 1393

بوس و كابوس

بوس و كابوس

باور كنم كه رفتنت يه اتفاقه

انگار همه دنيا مي خواس ازم جدا شي

هي اتفاق هي حادثه پشت سر هم

دس توي دست هم كه مال من نباشي

 

چه بي بهونه تو رو از قلبم گرفتن

حالا به جاي تو پره كابوسه قلبم

جايي كه بايد زندگي رو دوره مي كرد

حالا لب مرگ و داره مي بوسه قلبم

 

مثل شباي بي ستاره سوت و كورم

انگار همه تاريكيا سهم دلم شد

غير از تو رو خواستن چي بوده اشتباهم

كه زندگي دور از حضورت حاصلم شد

 

زندونيم توي حصار چار ديواري

كارم فقط ديوونگي و شاعري شد

نه روشنم ، نه تيره و نه هيچ رنگي

ديگه همه دنياي من خاكستري شد

 

راهي نمونده غير هر شب تا خود صبح

با خاطره هاي قشنگت همصدا شم

اي كاش امشب ميرسيد تا بي نهايت

فردا رو به اميد چي از خواب پاشم

(((((م صادقي)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : چهار شنبه 9 بهمن 1392

فصل سقوط عاشقي

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۷۵۱-۷۶۵۶۳

راحت داری پلکات و می بندی و میری
غافل از اینکه دنیایی رو می سوزونی
فردای من تو چشم تو تعبیر میشد
از سوختن فردای من چیزی می دونی

از چشم تو افتادم و نالم شنیدی
بی اعتنا از شیشه ی قلبم گذشتی
گفتم بمون و مرهم بی چارگیم باش
چه ساده از من رد شدی و بر نگشتی

تصویر رویایی از عشقت تو دلم بود
تو بی صدا این قاب زیبا رو شکستی
انگار یکی روحم رو به صلابه می بست
بعد از همون لحظه که تو ساکت رو بستی

فصل سقوط عاشقی شد این ترانه
احساس من با رفتنت دیگه تمومه
دارم به این فک میکنم با رفتن تو
دل بستن و عاشق شدن دیگه حرومه

فردای من بی تو ینی(یعنی) تکرار دیروز
از ساعت و از ثانیه دلگیر میشم
وقتی نباشی ثانیه ناقوس مرگه
هر ثانیه صد ساله دارم پیر میشم

حالا برو وقتی دلت با یکی دیگس
دیگه نمی تونم جلو راتو بگیرم
این آخرین بوسه ی من با مرگ زیباست
من با غم عشقت همین گوشه می میرم

(((((م صادقي)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 6 دی 1392

خواهش

 

در حال ثبت

كنارم كه باشي پر از بودنم

يكي تو وجودم نفس مي كشه

يكي كه شبيه كسي نيس ولي

كنارش غمام پاش و پس مي كشه

 

بمون تا بتونم تصور كنم

كه دنيا به كامم مي چرخه هنوز

بسوزون غماي دل بي كسم

همه شاديا رو به قلبم بدوز

 

بمون و حسابم رو از زندگي

مشخص بكن تا بدونم كجام

اگه همنفس با نفسهام بشي

هميشه و هر جا كنارت ميام

 

اگه تو نباشي دوباره منم

همون همنشين غم و اشك و درد

همون كه جهانش بوي غم داره

هموني كه دنياشو ويرونه كرد

 

نزار مثل مرغي اسير قفس

دوباره درا رو دلم بسته شه

اگه دووووس داري نجاتم بدي

يه كاري بكن كه حالا وقتشه

 

بايد بشكني قفل تنهاييمو

بزار حس كنم تو وجودم تورو

پره خواهش و التماسم حالا

اگه ميشه تنهام نزار و نرو

(((((م صادقي )))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 6 دی 1392

تقدير

شماره ثبت: ۷۱۹۲۱-۷۸۰۰۶

ثبت شده در آكادمي ترانه

چه زيبا ميشه فردا وقتي چشمام

بشه باز و تو باشي در كنارم

همه دنيا رو تو چشمات ببينم

چقد اين آرزو رو دوست دارم

 

شبا تو بي كسي هاي شبونم

چقد درد تو رو با ماه گفتم

به عكست خيره موندم تا سحرگاه

چقد اسم تو رو با آه گفتم

 

نبودي تو عبور بي كسي هام

چقد سنگين من و غم راه رفتيم

تو اون كوچه كه ردي از تو داره

به ياد خاطرات تو مي افتيم

 

چقد دلتنگ خورشيد نگاتم

تو اين روزا فقط كابوس تارم

نه مي ميرم ، نه زنده ميشم حالا

تحمل ميكنم راهي ندارم

 

تو رفتي تا افق تا بي نهايت

من اينجا دست و پام زنجير ميشه

بايد باشم بدون هرم دستات

همين داره برام تقدير ميشه

 

حالا تو اوج دلتنگي كناره

همين سنگي كه زيرش خونه داري

مي شينم نالم و با سنگ ميگم

شايد عشق من و يادت بياري

(((((م صادقي)))))

 




نویسنده : م صادقی تاریخ : دو شنبه 2 دی 1392

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۸۵۰-۷۷۴۹۰

مي گي از زمين و زمان خسته اي
بشين تو دلم يه نفس تازه كن
شبايي كه وحشت مياد تو دلت
قدت رو با آغوشم اندازه كن

اگه با من و لحظه هام سر كني
غم و از نگاهت مي رونم گلم
فقط عشق من رو تو باور بكن
مث كوه پشتت مي مونم گلم

نترس از هياهوي شب هاي سرد
مي توني شب و با دلم سر كني
يه دنيا ستاره ميارم برات
فقط كافيه من رو باور كني

اگه دساتو دست من بسپري
به دساي تو عطر ياس مي زنم
نمي خوايي بفهمي ولي باز ميگم
اوني كه نفس ميده به تو منم

فقط يه قدم مونده به صبح ما
بيا و طلوع كن كه فردا بشه
تو يك ساعتي كه كنار هميم
مي تونه همه زندگي جا بشه

حالا كه غريبم ميون همه
تو با من غريبي نكن نازنين
اسيري تو شب هاي سرد زمين
بيا و طلوعت رو در من ببين

((((( م صادقي)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : چهار شنبه 15 آبان 1392

عشق و هوس

من گم شدم تو ازدحام این تردد

دیگه دلت دلتنگ اون روزا نمیشه

اونقدر این روزا سر قلبت شلوغه

که جای خالی واسه من پیدا نمیشه

 

روزی که غم مهمون قلب بی کست بود

من جای غم شادی رو تو قلبت نشوندم

چی شد که هر لحظه دلت میل یکی کرد

چی شد که من اون گوشه قلبت نموندم

 

یه کمی به خود بیا قصه اینه

ظاهرت مردم و راضی میکنه

مث توپ فوتبالی توی زمین

هر کسی یه جوری بازی میکنه

اگه این پنجره رو وا نکنی

اون هوای سمی موندگار میشه

ذره ذره که نمیاد طرفت

یه دفه روی سرت هوار میشه

 

یادت میاد گفتی مثل خون تو رگامی

کهنه شدم قلبت یه خون تازه می خواس

غافل از اینکه سرخی خون نیس شرابه

عشق و هوس هر دو شروعش یک معماس

 

تا کی میخوایی مثل یه بازیچه بمونی

برگرد فرصت داره از دست تو میره

تو ازدحام این هوس های پوشالی

قلب تو هم رنگ هوس داره میگیره

((((م صادقی ))))

 




نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392

من از انکار می ترسم

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۶۰۷-۷۵۰۲۲

من از شب گریه های این دل تب دار می ترسم

از اینکه دق کنه یه شب نشه بیدار می ترسم

اگه زندم واسه اینه که تو دستام تو رو دارم

از اینکه تو بری ترکم کنی بسیار می ترسم

نرو یه لحظه هم بی تو تصور کردنش سخته

بدون تو مث یه قاتلی بر دار می ترسم

شبی صد بار از فکر نبودت می پرم از خواب

من حتی نیمه شبها تو خواب انگار می ترسم

میدونی که چرا میگم نرو بیرون از این خونه

من از هر اتفاق پشت این دیوار می ترسم

نزار که فاصله باشه به قد دود یک سیگار

من از این فاصله ، این دود و این سیگار می ترسم

چقد تو دلهره باشم که تو میری یا می مونی

بیا تکلیف و روشن کن ، از این تکرار می ترسم

با چی اندازه می گیری محبت های بی مرزم

من از این خط کش و نقاله و پرگار می ترسم

هواخواه منی این و میشه از اون نگات فهمید

میدونم که دوسم داری نکن انکار می ترسم

(((((م صادقی )))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392

کابوس

احساس یه دیوونه رو دارم که شبها

تو کوچه ها دنبال تنهاییش میگرده

میخواد که از این مردم و دنیا جدا شه

غرق خودش باشه و دیگه برنگرده

 

یک شب که خون هم توی قلبم ناله میکرد

ساده دلم رو دست رویای تو دادم

ادامه این ترانه رو میتونید تو ( ادامه مطلب بخونید )

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

دوستانم میتونن با پیام خصوصی رمز رو دریافت کنن





ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 1 شهريور 1392

بانو

این ترانه رو تقدیم کردم به خواهر همیشه مهربانم الهه صادقی 

استاد عزیزم خانم سید موسوی هم در ادامه این کار یه ترانه خیلی قشنگ گفتن

الهه خانم هم در ادامه یه ترانه زیبا رو در جواب همین کار گذاشتن

ترانه خانم موسوی و الهه عزیز رو میتونید در ادامه مطلب بخونید 

(((لطفا حروف اول هر بیت رو که به رنگ دیگه است به صورت پشت سر هم بخونید)))

امشب دلم همراه بغضت ناله کرده ، احساس این روزای تو همشکل درده

لبخند تلخت میگه قلبت دردهاشو ، طی کرده و بازم دوباره دوره کرده

هر شب میون بسترت غرق خدایی ، شاید خدا درداتو از قلبت بگیره

هر صبح اما تو دعاتو پس میگیری ، شاعر بدون درد و احساسش میمیره

صادق اگه باشی تو این دنیای وحشی ، احساستو مردم به بازیچه میگیرن

اما تو احساست رو جاری کن تو واژه ، بگذار حسودا دق کنن از غم بمیرن

دست و دلت سبز و لبت پر خنده می خوام ، تو این زمونه که همه چی بغض داره

قد همه دنیا پر از بغضی میترسم ، اون قلب کوچیکت یه وقت طاقت نیاره

یوسف اگه باشی به جرم بی گناهی ، باید توی زندون این دنیا بمونی

 

دستات توی دست خدا اگه نباشه ، دنیا شکستت میده بانو ، نمیتونی

ادامه مطلب رو ببینبد

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

لطفا دوستان رمز را در پیام خصوصی دریافت کنند





ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 1 شهريور 1392

خیانت

قسمتی از یک ترانه

برو... ساکت... دیگه حرفی نمونده

برو ... خستم ... میخوام آروم بگیرم

خیال کردی نباشی بی تو شبها

به پابوس غم و کابوس میرم

ترک خورده دلم از دست حرفات

همش داری یه ننگ و می پشونی

تا کی میخوایی من و بازی بگیری

آخه ... بی معرفت ... تا کی میتونی

.

.

.

.

.

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : دو شنبه 14 مرداد 1392

آیینه

ادامه ترانه در ادامه مطلب

یه تصویر تو افق پیداست ، چقد گنگه و چقد فاشه

یه فرجه میخوام از دنیا ، شاید تصویر تو باشه

یه شب رفتی تو از اینجا ، شبی که صبحش و گم کرد

شبی که بغض چشم من ، رو آیینه ترنم کرد

 

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392

امشب

قسمتی از یک ترانه بقیه در ادامه مطلب

امشب کنارم باش و دستم رو بگیر بعدش

خاکستر مونده از عشقت رو تماشا کن

فردا تن تابوتم و بوسه بزن بعدش

از بی کسی های دلم صد برگ و انشا کن

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : دو شنبه 7 مرداد 1392

تقدیر

قسمتی از یک ترانه

من و تقدیر می جنگیم

ته این قصه چی میشه

کدوم پیروز میدونیم

کدوم سنگیم کدوم شیشه

تو همتقدیر من بودی

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : دو شنبه 7 مرداد 1392

شطرنج

قسمتی از یک ترانه بقیه در ادامه مطلب

دارم دردتو ، تو دلم می کشم

ولی بوم قلبم دیگه پر شده

دلم با همین نقش جا مونده ات

حالا هم پیاله و دمخور شده

 

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392

غم

قسمتی از یک ترانه

این ترانه فقط برای دلم گفتم اصلا سعی در رعایت وزن و قافیه نکردم ببخشید

غم مرگت مثه ناقوس مرگه 

من و تا مرز نیستی می کشونه

میگن مردن نمیشه مسری باشه

داره من رو به مردن می رسونه

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.



ادامه مطلب...
نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392

هوس

 یه بغل بهشت آوردم واسه تو

تو فقط سرخی سیب و می دیدی

آسمون دل من سهم تو بود

معنی پریدن و نفهمیدی

سایه مرگی و از کدوم طرف

اومدی سایه شدی رو زندگیم

به کسوف کشوندی خورشید من و

حالا موندی که به هم ما چی بگیم

آسمونم با ستاره دلت

خیلی وقته که قمر در عقربه

دلم از دست هوس بازی تو

خیلی وقته که دیگه جون به لبه

برو تا هوای زندگی بیاد

یه کمی حال من و عوض کنه

شبای رویاییمون سحر شده

بودن تو حالا کابوس منه

عشق من بالاتر از درک تو بود

تو وجودت شده لبریز هوس 

من از این جاده به فردا میرسم

تو برو به عشق پوشالیت برس

((((( م صادقی)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 14 تير 1392

نيا

 نيا ديگه غم دوريت

همه احساس و سوزونده

از اون عشق و از اون آتيش

فقط خاكسترش مونده

چه كردي با من عاشق

لگد كردي تو احساسم

برو از زندگيم بيرون

تو رو ديگه نميشناسم

شكست اون حلقه الفت

كه من با تو يكي مي كرد

شدي توو زندگي من

مث يه غده اي از درد

نميشه نه غلط گفتم

غمت افتاده تو جونم

فراموش كن همه حرفام

بدون تو نمي تونم

آخه تو هر چقد بد شي

دلم بي تو پر آشوبه

يه عمري بد يه لحظه خوب

همون لحظه چقد خوبه

(((((م صادقي)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1392

حس دلتنگي

 يه حسي داره دلتنگي ، مث درده نميدونم

شايد مثل يه زجري كه ، رسوب كرده توي جونم

مث مردن ، نميدونم ، مث پوچه ، مث هيچه

نميدونم چيه اما ، به دست و پام مي پيچه

مث ققنوس مي مونه ، شبش با روز يكي ميشه

نميشه اون و قايم كرد ، مث نور توي شيشه

مث يه گمشده ، كه از خودش آدرس رو مي پرسه

همش گيجي ، همش منگي ، نميدونم يه كابوسه

من اين كابوس و دوس دارم ، كه تنها يادگاريته

تو كه نيستي ولي هستي ، دليل موندگاريته

(((((م صادقي)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : یک شنبه 19 خرداد 1392

مث دريا واسه ابراي وحشي

دليل بودن عشق تو بودم

چقد زحمت كشيدم پا بگيري

چقد از تو  ، چقد از تو سرودم

تو رو با عشق سنجيدم هميشه

چقد عشق و به تو تعبير كردم

زدي تو پشت پا بر آرزوهام

خودم رو پاي عشقت پير كردم

نميدوني تو تنهايي مطلق

شبا با مرگ من رقصيده بودم

براي اينكه فردا رو نبينم

چه نسخه ها كه من پيچيده بودم

چرا باور نداري بي تو خستم

نميبيني چرا تو اشك يك مرد

همين مردي كه تو تنهايي خود

براي خاطراتش گريه ميكرد

همين مردي كه يه روزي مي گفتي

نفس بي تو توي سينم ميگيره

چقد ساده بودم باور ميكردم

كه عشق تو يه عشق بي نظيره

لبام و يه جوري دوختي كه حالا

نمي شه با خودم هم درد و دل كرد

نميدونم نميشه يا نمي خوام

بگم از راهي كه رفتي تو برگرد

((((م صادقي)))))

 




نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392

مادر

 اين ترانه سروده خواهر مهربون و با احساسمه خواهري كه تو نوجواني درس هاي زيادي تو نوشته هاش است كاش ميشد و ميتونستم بيشتر از اين خواهر هنرمندم بزارم چيزي كه اينجا ميزارم از ابتدا تا پي نوشت از خوده اين بانوي هنرمنده خواهر خوبم با تمام وجود بهت افتخار ميكنم اي الهه مهرباني و احساس

اي هم سروده اي فوق العاده از بانو

الهه صادقي عزيز و مهربون

با همه ی احساسم تقدیم به:

مادران مظلومی که کنج آسایشگاه سالمندان…بی بهانه چشم انتظارند…!!!

 

چشم انتظاری تلخه می فهمم

آخر تو با این بغض می پوسی

(رفتن) یه کابوسه ولی مادر

تو هرشب این کابوسو می بوسی…!!!

مادر یِِه کم شاکی شو از دردات

چشم از تماشای خدا بردار

درد تو  رو دنیا نمی فهمه

نفرین کن و دست از دعا بردار

پُر میشی از این غربتِ دائم

مادر دلت همرنگ دنیا نیست

وقتی تموم آدما گرگن

رویای تو تکرار حوّا نیست

هرزه نگاهت میکنه ساعت

لبریزی از بغض و فراموشی

هر شب هجوم تلخ اشکاتو

با (خاطره) هر شب هم آغوشی

قِی کن تموم دلخوشی هاتو

این دلخوشی شاید برات سم شه

اونقدر درد و غصه داری که

تکیه به دیوارم کنی خم شه

زخماتو می بنده خدا هرشب

می فهمه از دنیات دلگیری

سهم تو پروازه ولی اینبار

کنج قفس آهسته میمیری…!!!

دنیای ما رنگش خدایی نیست

(میم) دیگه با (مادرشدن) سرده

مادر داره جون میده با لبخند

تو خنده هاش حس می کنم درده…!!!

پانوشت: قسم به احساس پاک همتون

بیاین نذاریم دیالوگ ماندگار فیلم مادر علی حاتمی معنا بشه

 ((مادر مرد...از بس كه جان ... ندارد))




نویسنده : م صادقی تاریخ : یک شنبه 5 خرداد 1392

پنجره

پره بغضم پره روياي بارون

پره شب كوچه هاي ساكت و سرد

دلم آرامش دستات و مي خواد

تا يه نوري به چشمام هست ،  بر گرد

كنار پنجره هر روز و هر شب

به اون راهي كه رفتي خيره موندم

ديگه خسته شدم من از خود من

خودم رو تو خودم بي تو شكوندم

يكي ميگفت بهاره سال نو شد

بهارم رو توي پاييز تو كشتي

من و پاييز گره خورديم با هم

كجايي بانوي ارديبهشتي

دارم از نا اميدي خسته ميشم

نه از تو يه نشوني و نه ردي

نميدونم بمونم يا بميرم

نميدونم تو آخر بر مي گردي

(((((م صادقي)))))

 




نویسنده : م صادقی تاریخ : چهار شنبه 1 خرداد 1392

خيانت

 

حالا كه غم شده تنپوش شبهام

به پابوس كدوم آغوش ميري

گرفته زندگيت بوي تعفن

تو از عطر كدوم نامرد سيري

كي سجده ميكنه پيش نگاهت

حالا كه رو تنت محو نيازه

كي داره رو دروغاي قشنگت

تموم زندگانيشو مي بازه

همون لحظه كه تو آغوش اوني

تظاهر مي كني مثل يه قديس

منم گول همين احساس و خوردم

خجالت مي كشه پيش تو ابليس

تا كي دنيا به كام تو مي چرخه

تا كي مي توني اسبت رو بتازي

يه روزي دست تو رو ميشه اون روز

تموم زندگانيتو مي بازي

(((((م صادقي)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 27 ارديبهشت 1392

بن بست

 

دختر كوچه بن بست

مي دونستي بي نظيري

حالا كه مات چشاتم

داري از اين كوچه ميري

بري تو تنها مي مونم

مث قبل از آشنايي

درد بي درمون عشقم

نداره جز تو دوايي

نزار اون چشم روياييت ، ديگه از چشم من كم شه

نزار اين كوچه بعد از تو ، برام مثل جهنم شه

زندگيم وقتي نباشي

بي سرانجامه و پوچه

بسته ميشه راه فردا

مث انتهاي كوچه

بزا تا خورشيد عشقم

تو چشت آروم بگيره

نزا تو نبودن تو

دل عاشقم بميره

نزار اون چشم روياييت ، ديگه از چشم من كم شه

نزار اين كوچه بعد از تو ، برام مثل جهنم شه

(((((م صادقي)))))

 




نویسنده : م صادقی تاریخ : جمعه 27 ارديبهشت 1392

رویا

 

تو بسترت محو چه رویایی

رویای من جایی واست داره

پلکات داره تو خواب می رقصه

یا مثل من چشم تو بیداره

برگای خشکیده هنوزم هست

تو لابه لای دفتر شعرت

این برگا مرده اما می مونه

این جمله چی یاد تو میاره

رحمی بکن این راه چه تاریکه

بی نور چشمون تو میترسم

کاشکی بزاری این دل خسته

یه قطره از نورش رو برداره

یک لحظه فکر غربت من باش

تقدیر من با تو گره خورده

با من نمونی تقویم عمرم

فرداش و تو دیروز میزاره

فرصت بده تا خاطره هام و

بردارم و از کوچه ها رد شم

باور نکن که میری از یادم

نه ، قصه تاره اول کاره

گوش تو مثل کوه و حرف من

یک انعکاس بی سرنجامه

حرفام فقط یک جا اثر داره

این حنجره م رو میکنه پاره

حالا میخوام که بی تو بودن رو

تمرین کنم شاید بشه شاید

باید که بردارم همین عکسی

که مونده از تو روی دیواره

بغضم رو همراه مه دیشب

به آسمون تیره بخشیدم

امروز همش دلواپس اینم

نکنه ای خدا بارون بباره

(((((م صادقی)))))




نویسنده : م صادقی تاریخ : سه شنبه 24 ارديبهشت 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به کلبه های غم مي باشد.