عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



به وبلاگ خودتون خوش آمدیدامیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری کنیدلطفا بدون نظر نریدمرسی

مطالب اين وبلاگ را در چه حدي ميبينيد

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان کلبه های غم span> و آدرس shur.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 41
بازدید دیروز : 34
بازدید هفته : 566
بازدید ماه : 3850
بازدید کل : 92237
تعداد مطالب : 187
تعداد نظرات : 1554
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


آمار مطالب

:: کل مطالب : 187
:: کل نظرات : 1554

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 41
:: باردید دیروز : 34
:: بازدید هفته : 566
:: بازدید ماه : 3850
:: بازدید سال : 43604
:: بازدید کلی : 92237

RSS

Powered By
loxblog.Com

غروب غمها و طلوع آرزوهایتان را آرزومندم

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
نظر
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 23:9 | بازدید : 120 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
كوچه
یک شنبه 16 شهريور 1393 ساعت 23:43 | بازدید : 12 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

شبها تو قاب پنجره رويا تو دارم

يك عمره كه اين قصه هي تكرار ميشه

يك عمره كه هر شب دل من تو نبودت

با ديدن روياي تو بر دار ميشه

 

اين پنجره تنها اميده پيش چشمم

كه من رو به دنياي بيرون مي كشونه

مي بينم اون ور كه عجب دنيايي داري

اين ور ولي ... فرق از زمين تا آسمونه

 

من بي هوا تقديرم و دست تو دادم

باور نمي كردم بري تنهام بزاري

من كوچه ها رو بي حضورت ناله كردم

تو بهت يك تنهايي و چشم انتظاري

 

اين كوچه آلبومي شده از خاطراتم

ديونگي هايي كه ما كرديم و ديده

چه زجري داره پشت اين پنجره موندن

اين كوچه ها بازم من و آزار ميده

 

چشمم توي هر گوشه تاريك خونه

بي وقفه دنبال نگاه تو مي گرده

مي بينم اون بيرون چقد تاريكه هر شب

انگار خدا ستاره هاش و جمع كرده

 

با لمس احساس قشنگت توي خونه

زنده ميشه قلب من و بازم مي ميره

اين حادثه هر شب داره تكرار ميشه

تكرار اين شب ها من و از من مي گيره

((((( م صادقي )))))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
كودك غزه
سه شنبه 7 مرداد 1393 ساعت 11:18 | بازدید : 51 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

همراه بغضی که گلوم و می فشاره


امشب دلم در گیر یه حسی عجیبه


می خواد دلم گریه کنه همراه بغضه


اون کودکی که پاک و معصوم و نجیبه

 

عمری براش از استقامت شعر گفتن


داره میون مرثیه گریش می گیره


حتی اگه خمپاره ها اون و نکشتن


بی چاره از ترسش همون گوشه می میره

 

فردای روشن حق اون چشماته اما


تو پیله هم میشه مگه پروانگی کرد ؟


دنیا قرنطینه شده تو بی خیالی


سخته ، نمیشه عاشقونه زندگی کرد

 

جای لالایی توی گوشت غرش تانک


جای عروسک مین تو دستای پاکت


حالا یه عمره رنگ شادی رو ندیدی


بوی غم و خون میده هر گوشه ی خاکت

 

با چن بیانیه و چن تا حرف و تفسیر


کی میشه احساس تو رو از دور فهمید


باید کنارت توی آتیش زندگی کرد


شاید بشه یه لحظه اندوه تو رو دید

 

هر شب تو با آهنگ موشک خواب میری


گهواره هم داره برات تابوت میشه


میگن خدای صبر ایوب پیامبر


داره جهان از صبر تو مبهوت میشه

 

شاید همین لحظه که ما درگیر خوابیم


یه کودکی داره می میره توی غزه


یه مادری شرم یقش رو چاک میده


بابا میون قفس غماش می لرزه

 

دستای کوچیکت قنوت و ناله کرده


چشمات به سوی آسمون در انتظاره


یه عمره که ناله می میره توی سینت


انگار خدا هم ناله هات و دوس داره

 

زیاد سر و صدا نکنید ، نکند زبانم لال حقوق بشر از خواب بیدار شود

 

((((( م صادقي )))))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
زندگي كن باهام
سه شنبه 7 مرداد 1393 ساعت 11:8 | بازدید : 52 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

براي حضورت كنار دلم

تموم وجودم پره خواهشه

مي خوام توي آغوش تو گم بشم

كمك كن هموني كه مي خوام بشه

 

ديگه خستم از تاريكي دلم

مي خوام آسمون تو دلم جا بشه

مي خوام هر چي رويا دارم تو دلم

همش توي دست تو معنا بشه

 

بيا غرق من شو همين امشب و

بزار تا هوات و  تنفس كنم

چقد خوبه گرماي لب هاي تو

اگه رو تن خسته ام حس كنم

 

بزار باورم شه كه دستاي تو

شفا بخش زخماي واموندمه

بزار باورم شه اگه اينجايي

همش از دعاي كه مي خوندمه

 

به فردا اميدي نداره دلم

بيا امشب و  رو تنم گل بكن

مي دونم كه سخته ، براي خدا

يه مقدار ديگه تحمل بكن

 

من آيندم و بي خيالش شدم

بريز عطر خوبت تو اين لحظه هام

ببين بعد از اين هر چي مي خواد بشه

فقط امشب و زندگي كن باهام

((((( م صادقي )))))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اكسير مرگ
چهار شنبه 14 خرداد 1393 ساعت 8:0 | بازدید : 105 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

تو اين خونه مردي نفس مي كشه

كه داره دل از عاشقي مي بره

به جاي نگاهش به فرداي خوب

پر از آرزوهاي زجر آوره

 

نهالي كه توي دلش پا گرفت

داره دست تقدير اون و مي شكنه

مي خواس آسموني شه اما حالا

غماش داره اون و زمين مي زنه

 

(( شبو از نگاه تو پس مي زنم

اگه يك نفس عاشق من بشي

همه آسمون سهم بال توئه

بزار لايق اين شكفتن بشي

 

بمون آرزوي دل بي كسم

مي خوام با تو دنيام و تزيين كنم

تو بال من و اوج پروازمي

كمك كن پريدن رو تمرين كنم ))

 

يه مردي توو تنهايي محض خود

سرش روي عكساي رو ميزشه

داره تو توهم نفس ميكشه

بهارش چقد شكل پاييزشه

 

تاوان چيو داره پس مي ده او

فقط جرمش اين بود كه خون داده بود

همون يه دفه بود كه اكسير مرگ

توي خون او سر در آورده بود

 

((((( م صادقي)))))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
احساس مشترك من و نازنين دهقاني
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 22:34 | بازدید : 122 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

ترانه زير همكاري منه با دوست و استاد عزيزم سركار خانم نازنين دهقان 

تقديم به آقامون

ای یوســـــــــــف زهرا کجایی که


دنیای ما کــــــــارش عجیب زاره


ما نســـــــــلمون سرباز ِ فیسبوکه


پا در رکاب ِ اســــــــب ِ ماهواره

ادامه ترانه رو در ادامه مطلب بخونيد

البته رمز داره و تو خصوصي ميتونيد درخواست رمز كنيد ( رمز به همه داده نخواهد شد )

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
آخر قصه
سه شنبه 13 خرداد 1393 ساعت 22:15 | بازدید : 123 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

مث آخر تلخ يه قصه اي

نميشه كنار تو لبخند زد

پر از آرزوهي خوبم ولي

نميشه به روياي تو بند زد

 

مي خواستم كه آفتابي باشي ولي

تو چشماي تو حتي فانوس نيس

كنارم مث يه توهم شدي

ديگه بوسه هاي تو هم بوس نيس

 

كدوم آرزوي تو رو خط زدم

كدوم آيينه تو نگاهت شكست

مگه عشق من تير ناگاه بود

كه خون توي چشماي نازت نشست

 

چه فايده كه در نقش خورشيد شم

تو داري توي تاريكي مي پري

نمي دوني تو يه بغل هيچ رو

به قيمت جونت داري مي خري

 

تو بي من تو مرداب اين زندگي

براي رسيدن تقلا نكن

مي دوني كه من بال پروازتم

ديگه واسه من كه حاشا نكن

 

نمي توني دنيام و باور كني

برو حالا كه از نگام خسته اي

مي خوام باورت شه براي ذلم

خودت آخر تلخ اين قصه اي

((((( م صادقي )))))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بوس و كابوس
چهار شنبه 9 بهمن 1392 ساعت 19:6 | بازدید : 222 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

بوس و كابوس

باور كنم كه رفتنت يه اتفاقه

انگار همه دنيا مي خواس ازم جدا شي

هي اتفاق هي حادثه پشت سر هم

دس توي دست هم كه مال من نباشي

 

چه بي بهونه تو رو از قلبم گرفتن

حالا به جاي تو پره كابوسه قلبم

جايي كه بايد زندگي رو دوره مي كرد

حالا لب مرگ و داره مي بوسه قلبم

 

مثل شباي بي ستاره سوت و كورم

انگار همه تاريكيا سهم دلم شد

غير از تو رو خواستن چي بوده اشتباهم

كه زندگي دور از حضورت حاصلم شد

 

زندونيم توي حصار چار ديواري

كارم فقط ديوونگي و شاعري شد

نه روشنم ، نه تيره و نه هيچ رنگي

ديگه همه دنياي من خاكستري شد

 

راهي نمونده غير هر شب تا خود صبح

با خاطره هاي قشنگت همصدا شم

اي كاش امشب ميرسيد تا بي نهايت

فردا رو به اميد چي از خواب پاشم

(((((م صادقي)))))


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
فصل سقوط عاشقي
جمعه 6 دی 1392 ساعت 20:1 | بازدید : 259 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۷۵۱-۷۶۵۶۳

راحت داری پلکات و می بندی و میری
غافل از اینکه دنیایی رو می سوزونی
فردای من تو چشم تو تعبیر میشد
از سوختن فردای من چیزی می دونی

از چشم تو افتادم و نالم شنیدی
بی اعتنا از شیشه ی قلبم گذشتی
گفتم بمون و مرهم بی چارگیم باش
چه ساده از من رد شدی و بر نگشتی

تصویر رویایی از عشقت تو دلم بود
تو بی صدا این قاب زیبا رو شکستی
انگار یکی روحم رو به صلابه می بست
بعد از همون لحظه که تو ساکت رو بستی

فصل سقوط عاشقی شد این ترانه
احساس من با رفتنت دیگه تمومه
دارم به این فک میکنم با رفتن تو
دل بستن و عاشق شدن دیگه حرومه

فردای من بی تو ینی(یعنی) تکرار دیروز
از ساعت و از ثانیه دلگیر میشم
وقتی نباشی ثانیه ناقوس مرگه
هر ثانیه صد ساله دارم پیر میشم

حالا برو وقتی دلت با یکی دیگس
دیگه نمی تونم جلو راتو بگیرم
این آخرین بوسه ی من با مرگ زیباست
من با غم عشقت همین گوشه می میرم

(((((م صادقي)))))


|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
خواهش
جمعه 6 دی 1392 ساعت 19:36 | بازدید : 202 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

 

در حال ثبت

كنارم كه باشي پر از بودنم

يكي تو وجودم نفس مي كشه

يكي كه شبيه كسي نيس ولي

كنارش غمام پاش و پس مي كشه

 

بمون تا بتونم تصور كنم

كه دنيا به كامم مي چرخه هنوز

بسوزون غماي دل بي كسم

همه شاديا رو به قلبم بدوز

 

بمون و حسابم رو از زندگي

مشخص بكن تا بدونم كجام

اگه همنفس با نفسهام بشي

هميشه و هر جا كنارت ميام

 

اگه تو نباشي دوباره منم

همون همنشين غم و اشك و درد

همون كه جهانش بوي غم داره

هموني كه دنياشو ويرونه كرد

 

نزار مثل مرغي اسير قفس

دوباره درا رو دلم بسته شه

اگه دووووس داري نجاتم بدي

يه كاري بكن كه حالا وقتشه

 

بايد بشكني قفل تنهاييمو

بزار حس كنم تو وجودم تورو

پره خواهش و التماسم حالا

اگه ميشه تنهام نزار و نرو

(((((م صادقي )))))


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تقدير
دو شنبه 2 دی 1392 ساعت 8:48 | بازدید : 214 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

شماره ثبت: ۷۱۹۲۱-۷۸۰۰۶

ثبت شده در آكادمي ترانه

چه زيبا ميشه فردا وقتي چشمام

بشه باز و تو باشي در كنارم

همه دنيا رو تو چشمات ببينم

چقد اين آرزو رو دوست دارم

 

شبا تو بي كسي هاي شبونم

چقد درد تو رو با ماه گفتم

به عكست خيره موندم تا سحرگاه

چقد اسم تو رو با آه گفتم

 

نبودي تو عبور بي كسي هام

چقد سنگين من و غم راه رفتيم

تو اون كوچه كه ردي از تو داره

به ياد خاطرات تو مي افتيم

 

چقد دلتنگ خورشيد نگاتم

تو اين روزا فقط كابوس تارم

نه مي ميرم ، نه زنده ميشم حالا

تحمل ميكنم راهي ندارم

 

تو رفتي تا افق تا بي نهايت

من اينجا دست و پام زنجير ميشه

بايد باشم بدون هرم دستات

همين داره برام تقدير ميشه

 

حالا تو اوج دلتنگي كناره

همين سنگي كه زيرش خونه داري

مي شينم نالم و با سنگ ميگم

شايد عشق من و يادت بياري

(((((م صادقي)))))

 


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
چهار شنبه 15 آبان 1392 ساعت 15:0 | بازدید : 183 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۸۵۰-۷۷۴۹۰

مي گي از زمين و زمان خسته اي
بشين تو دلم يه نفس تازه كن
شبايي كه وحشت مياد تو دلت
قدت رو با آغوشم اندازه كن

اگه با من و لحظه هام سر كني
غم و از نگاهت مي رونم گلم
فقط عشق من رو تو باور بكن
مث كوه پشتت مي مونم گلم

نترس از هياهوي شب هاي سرد
مي توني شب و با دلم سر كني
يه دنيا ستاره ميارم برات
فقط كافيه من رو باور كني

اگه دساتو دست من بسپري
به دساي تو عطر ياس مي زنم
نمي خوايي بفهمي ولي باز ميگم
اوني كه نفس ميده به تو منم

فقط يه قدم مونده به صبح ما
بيا و طلوع كن كه فردا بشه
تو يك ساعتي كه كنار هميم
مي تونه همه زندگي جا بشه

حالا كه غريبم ميون همه
تو با من غريبي نكن نازنين
اسيري تو شب هاي سرد زمين
بيا و طلوعت رو در من ببين

((((( م صادقي)))))


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
عشق و هوس
سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت 21:13 | بازدید : 227 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

من گم شدم تو ازدحام این تردد

دیگه دلت دلتنگ اون روزا نمیشه

اونقدر این روزا سر قلبت شلوغه

که جای خالی واسه من پیدا نمیشه

 

روزی که غم مهمون قلب بی کست بود

من جای غم شادی رو تو قلبت نشوندم

چی شد که هر لحظه دلت میل یکی کرد

چی شد که من اون گوشه قلبت نموندم

 

یه کمی به خود بیا قصه اینه

ظاهرت مردم و راضی میکنه

مث توپ فوتبالی توی زمین

هر کسی یه جوری بازی میکنه

اگه این پنجره رو وا نکنی

اون هوای سمی موندگار میشه

ذره ذره که نمیاد طرفت

یه دفه روی سرت هوار میشه

 

یادت میاد گفتی مثل خون تو رگامی

کهنه شدم قلبت یه خون تازه می خواس

غافل از اینکه سرخی خون نیس شرابه

عشق و هوس هر دو شروعش یک معماس

 

تا کی میخوایی مثل یه بازیچه بمونی

برگرد فرصت داره از دست تو میره

تو ازدحام این هوس های پوشالی

قلب تو هم رنگ هوس داره میگیره

((((م صادقی ))))

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
من از انکار می ترسم
جمعه 22 شهريور 1392 ساعت 10:48 | بازدید : 334 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۶۰۷-۷۵۰۲۲

من از شب گریه های این دل تب دار می ترسم

از اینکه دق کنه یه شب نشه بیدار می ترسم

اگه زندم واسه اینه که تو دستام تو رو دارم

از اینکه تو بری ترکم کنی بسیار می ترسم

نرو یه لحظه هم بی تو تصور کردنش سخته

بدون تو مث یه قاتلی بر دار می ترسم

شبی صد بار از فکر نبودت می پرم از خواب

من حتی نیمه شبها تو خواب انگار می ترسم

میدونی که چرا میگم نرو بیرون از این خونه

من از هر اتفاق پشت این دیوار می ترسم

نزار که فاصله باشه به قد دود یک سیگار

من از این فاصله ، این دود و این سیگار می ترسم

چقد تو دلهره باشم که تو میری یا می مونی

بیا تکلیف و روشن کن ، از این تکرار می ترسم

با چی اندازه می گیری محبت های بی مرزم

من از این خط کش و نقاله و پرگار می ترسم

هواخواه منی این و میشه از اون نگات فهمید

میدونم که دوسم داری نکن انکار می ترسم

(((((م صادقی )))))


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کابوس
جمعه 1 شهريور 1392 ساعت 11:48 | بازدید : 268 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

احساس یه دیوونه رو دارم که شبها

تو کوچه ها دنبال تنهاییش میگرده

میخواد که از این مردم و دنیا جدا شه

غرق خودش باشه و دیگه برنگرده

 

یک شب که خون هم توی قلبم ناله میکرد

ساده دلم رو دست رویای تو دادم

ادامه این ترانه رو میتونید تو ( ادامه مطلب بخونید )

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

دوستانم میتونن با پیام خصوصی رمز رو دریافت کنن



|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
:: ادامه مطلب ...
بانو
جمعه 1 شهريور 1392 ساعت 11:15 | بازدید : 288 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

این ترانه رو تقدیم کردم به خواهر همیشه مهربانم الهه صادقی 

استاد عزیزم خانم سید موسوی هم در ادامه این کار یه ترانه خیلی قشنگ گفتن

الهه خانم هم در ادامه یه ترانه زیبا رو در جواب همین کار گذاشتن

ترانه خانم موسوی و الهه عزیز رو میتونید در ادامه مطلب بخونید 

(((لطفا حروف اول هر بیت رو که به رنگ دیگه است به صورت پشت سر هم بخونید)))

امشب دلم همراه بغضت ناله کرده ، احساس این روزای تو همشکل درده

لبخند تلخت میگه قلبت دردهاشو ، طی کرده و بازم دوباره دوره کرده

هر شب میون بسترت غرق خدایی ، شاید خدا درداتو از قلبت بگیره

هر صبح اما تو دعاتو پس میگیری ، شاعر بدون درد و احساسش میمیره

صادق اگه باشی تو این دنیای وحشی ، احساستو مردم به بازیچه میگیرن

اما تو احساست رو جاری کن تو واژه ، بگذار حسودا دق کنن از غم بمیرن

دست و دلت سبز و لبت پر خنده می خوام ، تو این زمونه که همه چی بغض داره

قد همه دنیا پر از بغضی میترسم ، اون قلب کوچیکت یه وقت طاقت نیاره

یوسف اگه باشی به جرم بی گناهی ، باید توی زندون این دنیا بمونی

 

دستات توی دست خدا اگه نباشه ، دنیا شکستت میده بانو ، نمیتونی

ادامه مطلب رو ببینبد

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

لطفا دوستان رمز را در پیام خصوصی دریافت کنند



|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
:: ادامه مطلب ...
خیانت
دو شنبه 14 مرداد 1392 ساعت 22:24 | بازدید : 321 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

قسمتی از یک ترانه

برو... ساکت... دیگه حرفی نمونده

برو ... خستم ... میخوام آروم بگیرم

خیال کردی نباشی بی تو شبها

به پابوس غم و کابوس میرم

ترک خورده دلم از دست حرفات

همش داری یه ننگ و می پشونی

تا کی میخوایی من و بازی بگیری

آخه ... بی معرفت ... تا کی میتونی

.

.

.

.

.

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
:: ادامه مطلب ...
آیینه
جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 1:32 | بازدید : 308 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

ادامه ترانه در ادامه مطلب

یه تصویر تو افق پیداست ، چقد گنگه و چقد فاشه

یه فرجه میخوام از دنیا ، شاید تصویر تو باشه

یه شب رفتی تو از اینجا ، شبی که صبحش و گم کرد

شبی که بغض چشم من ، رو آیینه ترنم کرد

 

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
:: ادامه مطلب ...
امشب
دو شنبه 7 مرداد 1392 ساعت 19:45 | بازدید : 258 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

قسمتی از یک ترانه بقیه در ادامه مطلب

امشب کنارم باش و دستم رو بگیر بعدش

خاکستر مونده از عشقت رو تماشا کن

فردا تن تابوتم و بوسه بزن بعدش

از بی کسی های دلم صد برگ و انشا کن

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
:: ادامه مطلب ...
تقدیر
دو شنبه 7 مرداد 1392 ساعت 19:43 | بازدید : 293 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

قسمتی از یک ترانه

من و تقدیر می جنگیم

ته این قصه چی میشه

کدوم پیروز میدونیم

کدوم سنگیم کدوم شیشه

تو همتقدیر من بودی

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
:: ادامه مطلب ...
شطرنج
جمعه 4 مرداد 1392 ساعت 21:18 | بازدید : 273 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

قسمتی از یک ترانه بقیه در ادامه مطلب

دارم دردتو ، تو دلم می کشم

ولی بوم قلبم دیگه پر شده

دلم با همین نقش جا مونده ات

حالا هم پیاله و دمخور شده

 

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
:: ادامه مطلب ...
غم
جمعه 4 مرداد 1392 ساعت 21:9 | بازدید : 304 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

قسمتی از یک ترانه

این ترانه فقط برای دلم گفتم اصلا سعی در رعایت وزن و قافیه نکردم ببخشید

غم مرگت مثه ناقوس مرگه 

من و تا مرز نیستی می کشونه

میگن مردن نمیشه مسری باشه

داره من رو به مردن می رسونه

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
:: ادامه مطلب ...
هوس
جمعه 14 تير 1392 ساعت 11:14 | بازدید : 265 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

 یه بغل بهشت آوردم واسه تو

تو فقط سرخی سیب و می دیدی

آسمون دل من سهم تو بود

معنی پریدن و نفهمیدی

سایه مرگی و از کدوم طرف

اومدی سایه شدی رو زندگیم

به کسوف کشوندی خورشید من و

حالا موندی که به هم ما چی بگیم

آسمونم با ستاره دلت

خیلی وقته که قمر در عقربه

دلم از دست هوس بازی تو

خیلی وقته که دیگه جون به لبه

برو تا هوای زندگی بیاد

یه کمی حال من و عوض کنه

شبای رویاییمون سحر شده

بودن تو حالا کابوس منه

عشق من بالاتر از درک تو بود

تو وجودت شده لبریز هوس 

من از این جاده به فردا میرسم

تو برو به عشق پوشالیت برس

((((( م صادقی)))))


|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نيا
سه شنبه 28 خرداد 1392 ساعت 8:38 | بازدید : 258 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

 نيا ديگه غم دوريت

همه احساس و سوزونده

از اون عشق و از اون آتيش

فقط خاكسترش مونده

چه كردي با من عاشق

لگد كردي تو احساسم

برو از زندگيم بيرون

تو رو ديگه نميشناسم

شكست اون حلقه الفت

كه من با تو يكي مي كرد

شدي توو زندگي من

مث يه غده اي از درد

نميشه نه غلط گفتم

غمت افتاده تو جونم

فراموش كن همه حرفام

بدون تو نمي تونم

آخه تو هر چقد بد شي

دلم بي تو پر آشوبه

يه عمري بد يه لحظه خوب

همون لحظه چقد خوبه

(((((م صادقي)))))


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
حس دلتنگي
یک شنبه 19 خرداد 1392 ساعت 18:54 | بازدید : 333 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

 يه حسي داره دلتنگي ، مث درده نميدونم

شايد مثل يه زجري كه ، رسوب كرده توي جونم

مث مردن ، نميدونم ، مث پوچه ، مث هيچه

نميدونم چيه اما ، به دست و پام مي پيچه

مث ققنوس مي مونه ، شبش با روز يكي ميشه

نميشه اون و قايم كرد ، مث نور توي شيشه

مث يه گمشده ، كه از خودش آدرس رو مي پرسه

همش گيجي ، همش منگي ، نميدونم يه كابوسه

من اين كابوس و دوس دارم ، كه تنها يادگاريته

تو كه نيستي ولي هستي ، دليل موندگاريته

(((((م صادقي)))))


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
جمعه 10 خرداد 1392 ساعت 10:12 | بازدید : 228 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

مث دريا واسه ابراي وحشي

دليل بودن عشق تو بودم

چقد زحمت كشيدم پا بگيري

چقد از تو  ، چقد از تو سرودم

تو رو با عشق سنجيدم هميشه

چقد عشق و به تو تعبير كردم

زدي تو پشت پا بر آرزوهام

خودم رو پاي عشقت پير كردم

نميدوني تو تنهايي مطلق

شبا با مرگ من رقصيده بودم

براي اينكه فردا رو نبينم

چه نسخه ها كه من پيچيده بودم

چرا باور نداري بي تو خستم

نميبيني چرا تو اشك يك مرد

همين مردي كه تو تنهايي خود

براي خاطراتش گريه ميكرد

همين مردي كه يه روزي مي گفتي

نفس بي تو توي سينم ميگيره

چقد ساده بودم باور ميكردم

كه عشق تو يه عشق بي نظيره

لبام و يه جوري دوختي كه حالا

نمي شه با خودم هم درد و دل كرد

نميدونم نميشه يا نمي خوام

بگم از راهي كه رفتي تو برگرد

((((م صادقي)))))

 


|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
مادر
یک شنبه 5 خرداد 1392 ساعت 11:44 | بازدید : 288 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

 اين ترانه سروده خواهر مهربون و با احساسمه خواهري كه تو نوجواني درس هاي زيادي تو نوشته هاش است كاش ميشد و ميتونستم بيشتر از اين خواهر هنرمندم بزارم چيزي كه اينجا ميزارم از ابتدا تا پي نوشت از خوده اين بانوي هنرمنده خواهر خوبم با تمام وجود بهت افتخار ميكنم اي الهه مهرباني و احساس

اي هم سروده اي فوق العاده از بانو

الهه صادقي عزيز و مهربون

با همه ی احساسم تقدیم به:

مادران مظلومی که کنج آسایشگاه سالمندان…بی بهانه چشم انتظارند…!!!

 

چشم انتظاری تلخه می فهمم

آخر تو با این بغض می پوسی

(رفتن) یه کابوسه ولی مادر

تو هرشب این کابوسو می بوسی…!!!

مادر یِِه کم شاکی شو از دردات

چشم از تماشای خدا بردار

درد تو  رو دنیا نمی فهمه

نفرین کن و دست از دعا بردار

پُر میشی از این غربتِ دائم

مادر دلت همرنگ دنیا نیست

وقتی تموم آدما گرگن

رویای تو تکرار حوّا نیست

هرزه نگاهت میکنه ساعت

لبریزی از بغض و فراموشی

هر شب هجوم تلخ اشکاتو

با (خاطره) هر شب هم آغوشی

قِی کن تموم دلخوشی هاتو

این دلخوشی شاید برات سم شه

اونقدر درد و غصه داری که

تکیه به دیوارم کنی خم شه

زخماتو می بنده خدا هرشب

می فهمه از دنیات دلگیری

سهم تو پروازه ولی اینبار

کنج قفس آهسته میمیری…!!!

دنیای ما رنگش خدایی نیست

(میم) دیگه با (مادرشدن) سرده

مادر داره جون میده با لبخند

تو خنده هاش حس می کنم درده…!!!

پانوشت: قسم به احساس پاک همتون

بیاین نذاریم دیالوگ ماندگار فیلم مادر علی حاتمی معنا بشه

 ((مادر مرد...از بس كه جان ... ندارد))


|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
پنجره
چهار شنبه 1 خرداد 1392 ساعت 19:4 | بازدید : 296 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

پره بغضم پره روياي بارون

پره شب كوچه هاي ساكت و سرد

دلم آرامش دستات و مي خواد

تا يه نوري به چشمام هست ،  بر گرد

كنار پنجره هر روز و هر شب

به اون راهي كه رفتي خيره موندم

ديگه خسته شدم من از خود من

خودم رو تو خودم بي تو شكوندم

يكي ميگفت بهاره سال نو شد

بهارم رو توي پاييز تو كشتي

من و پاييز گره خورديم با هم

كجايي بانوي ارديبهشتي

دارم از نا اميدي خسته ميشم

نه از تو يه نشوني و نه ردي

نميدونم بمونم يا بميرم

نميدونم تو آخر بر مي گردي

(((((م صادقي)))))

 


|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
خيانت
جمعه 27 ارديبهشت 1392 ساعت 19:59 | بازدید : 257 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

 

حالا كه غم شده تنپوش شبهام

به پابوس كدوم آغوش ميري

گرفته زندگيت بوي تعفن

تو از عطر كدوم نامرد سيري

كي سجده ميكنه پيش نگاهت

حالا كه رو تنت محو نيازه

كي داره رو دروغاي قشنگت

تموم زندگانيشو مي بازه

همون لحظه كه تو آغوش اوني

تظاهر مي كني مثل يه قديس

منم گول همين احساس و خوردم

خجالت مي كشه پيش تو ابليس

تا كي دنيا به كام تو مي چرخه

تا كي مي توني اسبت رو بتازي

يه روزي دست تو رو ميشه اون روز

تموم زندگانيتو مي بازي

(((((م صادقي)))))


|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
بن بست
جمعه 27 ارديبهشت 1392 ساعت 18:36 | بازدید : 272 | نوشته ‌شده به دست م صادقی | ( نظرات )

 

دختر كوچه بن بست

مي دونستي بي نظيري

حالا كه مات چشاتم

داري از اين كوچه ميري

بري تو تنها مي مونم

مث قبل از آشنايي

درد بي درمون عشقم

نداره جز تو دوايي

نزار اون چشم روياييت ، ديگه از چشم من كم شه

نزار اين كوچه بعد از تو ، برام مثل جهنم شه

زندگيم وقتي نباشي

بي سرانجامه و پوچه

بسته ميشه راه فردا

مث انتهاي كوچه

بزا تا خورشيد عشقم

تو چشت آروم بگيره

نزا تو نبودن تو

دل عاشقم بميره

نزار اون چشم روياييت ، ديگه از چشم من كم شه

نزار اين كوچه بعد از تو ، برام مثل جهنم شه

(((((م صادقي)))))

 


|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

تعداد صفحات : 7
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد