منوی اصلی


نویسندگان


لینک دوستان

نازنين دهقاني ( ترانه سرا )

سكوت بي رنگ

دختر عاشق بارون ( آبجي پريا )

علي گودرزي ( شاعر و ترانه سرا)

بيا و بخند ( وبلاگي كاملا شاد)

جابر جعفرزاده (شاعر و ترانه سرا)

فرزاد كشاورز(شاعر و ترانه سرا)

استاد سالم پور احمد ( شاعر و ترانه سرا)

مجتبي پور كاشاني ( شاعر و ترانه سرا )

وب سایت رسمی علی یاری ( شاعر ترانه سرا )

قلبی از جنس بلور ( سحر شاعر و ترانه سرا)

حمیده سادات غفوریان(شاعر و ترانه سرا)

ترانه روز

شاعران معاصر و جوان ادبیات

فریبا سید موسوی(شاعر و ترانه سرا)

ایدین صبور ( شاعر و ترانه سرا)

عباس مقدم(شاعر و ترانه سرا)

مجید شمس (شاعر و ترانه سرا)

آزاده رباني (شاعر ترانه سرا)

خواهر خوبم الهه صادقي (ترانه سرا و شاعر)

اشعار نجمه زارع

مجتبي سپيد ( شاعر)

علي رضا عباسي شاعر و ترانه سرا

پيرمرد 25 ساله

رها

شعرهای من(فاطمه مقدم)

سایت دزفول ( مجتبی)

شبهای بارانی ( زهرا)

پرپروک(سید محمد امین فرهی)

عاشقانه ( سپیده)

کلبه های غم(زهرا)

میمیرم برات ( چشم براه)

دخدر خونده خدا

یونس تقوی( شاعر)

زندگی زیباست ( دریا)

سکوت شب

در جستجوی یار (هنگامه)

آپلود ورد و pdf

یوزرنیم و پسورد روزانه نود

زهرا احمدي (طنين)

سايت ترانه

مجتبی(کویر)شاعر

در آغوش خدا

انتظار مجتبی

موسی صادقی(ترانه سرا)

روزبه بمانی ترانه سرا

افشین مقدم ترانه سرا

استقلال

هادی معینی (شاعر)

سکوت تنهایی(پوریا)

سکوت گویا

شعر عاشقانه (ندا)

اله یاری

انجمن محمد

دختر هنرمند

و خدایی که در این نزدیکی است( سلاله)

♥خدایم=همه چیزم♥

دلتنگی

کلبه احساس بهانه(صادقی)

❤☆دل نوشته های نگفته☆❤

کلبه چوبی

عاشق علی ضیا

=♥ youکبوتری در تاریکی =♥ you

چیک چیک دلهای تنها

مریم وزیری(تیماء)

قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

دختربهار

گیتار عشق(الهه)

دانیال

شهرام نجفی

عاشقانه های تنهایی(رز)

همـــــه ی عالـــــــــــم و ادم

دانلود آهنگ

عاشق ،معشوق

شهر آفتاب(حامی)

دانلود آهنگ

دلنوشته های تنهایی(سناتور)

کلبــــه تنهــــایی

امیر و مارال

عاشقانه ها (الی)

دانلود رمان برای مبایل

حتما بخوانید

boy ill

سراب محبت

تنها ترين تنها

دانیال

قلب شکسته

تیک تیکه ساعت (علی)

عشق عجیب

شعر عاشقانه و متن عاشقانه(ابوالفضل)

تنها ترین تنها(سامی)

قسمت (آرمان)

غروب تنهایی(غریبه آشنا)

دختر شیطون

پاتوق های دخترانه

بهترین عاشقانه ها

انعکاس رویا (نوشین)

سبکبالان و عاشقان همیشه جاوید(دخترک منتظر)

شعر و داستانهای کوتاه عاشقانه (حجت)

ستاره عشق (شیرین)

دفتر تنهایی (محسن)

شعر عاشقانه

خدای من (نسرین)

تقوا(فرشته)

جاده زندگی

محصولات بهداشتی آرایشی

یه فنجون قهوه دور هم

مریم(بهترین شعرهایی که)

دختران ماه

سیب ترش

کلاس 3/3

ورود هر گونه جنس نر ممنوع

ترانه زندگی

جوجو

کلبه عشق

شکلک های مهر سا جون

دوستیابی تهران

سایت تفریحی

قالب وبلاگ

کناف

ام دی اف

نمای ساختمان

تور آنتالیا

تور کیش

فضای سبز باغ ویلا

اطلاعات ساختمانها

مرجع مطالب

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان کلبه های غم span> و آدرس shur.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





قالب بلاگفا

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 104
بازدید دیروز : 115
بازدید هفته : 625
بازدید ماه : 4616
بازدید کل : 80866
تعداد مطالب : 179
تعداد نظرات : 1521
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


آرشیو ماهانه


پیوند های روزانه


لوگوی ما

کلبه های غم


لوگوی دوستان


بر چسب ها




نظر

سه شنبه 13 خرداد 1393



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 23:9



اكسير مرگ

چهار شنبه 14 خرداد 1393

تو اين خونه مردي نفس مي كشه

كه داره دل از عاشقي مي بره

به جاي نگاهش به فرداي خوب

پر از آرزوهاي زجر آوره

 

نهالي كه توي دلش پا گرفت

داره دست تقدير اون و مي شكنه

مي خواس آسموني شه اما حالا

غماش داره اون و زمين مي زنه

 

(( شبو از نگاه تو پس مي زنم

اگه يك نفس عاشق من بشي

همه آسمون سهم بال توئه

بزار لايق اين شكفتن بشي

 

بمون آرزوي دل بي كسم

مي خوام با تو دنيام و تزيين كنم

تو بال من و اوج پروازمي

كمك كن پريدن رو تمرين كنم ))

 

يه مردي توو تنهايي محض خود

سرش روي عكساي رو ميزشه

داره تو توهم نفس ميكشه

بهارش چقد شكل پاييزشه

 

تاوان چيو داره پس مي ده او

فقط جرمش اين بود كه خون داده بود

همون يه دفه بود كه اكسير مرگ

توي خون او سر در آورده بود

 

((((( م صادقي)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 8:0



احساس مشترك من و نازنين دهقاني

سه شنبه 13 خرداد 1393

ترانه زير همكاري منه با دوست و استاد عزيزم سركار خانم نازنين دهقان 

تقديم به آقامون

ای یوســـــــــــف زهرا کجایی که


دنیای ما کــــــــارش عجیب زاره


ما نســـــــــلمون سرباز ِ فیسبوکه


پا در رکاب ِ اســــــــب ِ ماهواره

ادامه ترانه رو در ادامه مطلب بخونيد

البته رمز داره و تو خصوصي ميتونيد درخواست رمز كنيد ( رمز به همه داده نخواهد شد )

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 22:34



آخر قصه

سه شنبه 13 خرداد 1393

مث آخر تلخ يه قصه اي

نميشه كنار تو لبخند زد

پر از آرزوهي خوبم ولي

نميشه به روياي تو بند زد

 

مي خواستم كه آفتابي باشي ولي

تو چشماي تو حتي فانوس نيس

كنارم مث يه توهم شدي

ديگه بوسه هاي تو هم بوس نيس

 

كدوم آرزوي تو رو خط زدم

كدوم آيينه تو نگاهت شكست

مگه عشق من تير ناگاه بود

كه خون توي چشماي نازت نشست

 

چه فايده كه در نقش خورشيد شم

تو داري توي تاريكي مي پري

نمي دوني تو يه بغل هيچ رو

به قيمت جونت داري مي خري

 

تو بي من تو مرداب اين زندگي

براي رسيدن تقلا نكن

مي دوني كه من بال پروازتم

ديگه واسه من كه حاشا نكن

 

نمي توني دنيام و باور كني

برو حالا كه از نگام خسته اي

مي خوام باورت شه براي ذلم

خودت آخر تلخ اين قصه اي

((((( م صادقي )))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 22:15



بوس و كابوس

چهار شنبه 9 بهمن 1392

بوس و كابوس

باور كنم كه رفتنت يه اتفاقه

انگار همه دنيا مي خواس ازم جدا شي

هي اتفاق هي حادثه پشت سر هم

دس توي دست هم كه مال من نباشي

 

چه بي بهونه تو رو از قلبم گرفتن

حالا به جاي تو پره كابوسه قلبم

جايي كه بايد زندگي رو دوره مي كرد

حالا لب مرگ و داره مي بوسه قلبم

 

مثل شباي بي ستاره سوت و كورم

انگار همه تاريكيا سهم دلم شد

غير از تو رو خواستن چي بوده اشتباهم

كه زندگي دور از حضورت حاصلم شد

 

زندونيم توي حصار چار ديواري

كارم فقط ديوونگي و شاعري شد

نه روشنم ، نه تيره و نه هيچ رنگي

ديگه همه دنياي من خاكستري شد

 

راهي نمونده غير هر شب تا خود صبح

با خاطره هاي قشنگت همصدا شم

اي كاش امشب ميرسيد تا بي نهايت

فردا رو به اميد چي از خواب پاشم

(((((م صادقي)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 19:6



فصل سقوط عاشقي

جمعه 6 دی 1392

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۷۵۱-۷۶۵۶۳

راحت داری پلکات و می بندی و میری
غافل از اینکه دنیایی رو می سوزونی
فردای من تو چشم تو تعبیر میشد
از سوختن فردای من چیزی می دونی

از چشم تو افتادم و نالم شنیدی
بی اعتنا از شیشه ی قلبم گذشتی
گفتم بمون و مرهم بی چارگیم باش
چه ساده از من رد شدی و بر نگشتی

تصویر رویایی از عشقت تو دلم بود
تو بی صدا این قاب زیبا رو شکستی
انگار یکی روحم رو به صلابه می بست
بعد از همون لحظه که تو ساکت رو بستی

فصل سقوط عاشقی شد این ترانه
احساس من با رفتنت دیگه تمومه
دارم به این فک میکنم با رفتن تو
دل بستن و عاشق شدن دیگه حرومه

فردای من بی تو ینی(یعنی) تکرار دیروز
از ساعت و از ثانیه دلگیر میشم
وقتی نباشی ثانیه ناقوس مرگه
هر ثانیه صد ساله دارم پیر میشم

حالا برو وقتی دلت با یکی دیگس
دیگه نمی تونم جلو راتو بگیرم
این آخرین بوسه ی من با مرگ زیباست
من با غم عشقت همین گوشه می میرم

(((((م صادقي)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 20:1



خواهش

جمعه 6 دی 1392

 

در حال ثبت

كنارم كه باشي پر از بودنم

يكي تو وجودم نفس مي كشه

يكي كه شبيه كسي نيس ولي

كنارش غمام پاش و پس مي كشه

 

بمون تا بتونم تصور كنم

كه دنيا به كامم مي چرخه هنوز

بسوزون غماي دل بي كسم

همه شاديا رو به قلبم بدوز

 

بمون و حسابم رو از زندگي

مشخص بكن تا بدونم كجام

اگه همنفس با نفسهام بشي

هميشه و هر جا كنارت ميام

 

اگه تو نباشي دوباره منم

همون همنشين غم و اشك و درد

همون كه جهانش بوي غم داره

هموني كه دنياشو ويرونه كرد

 

نزار مثل مرغي اسير قفس

دوباره درا رو دلم بسته شه

اگه دووووس داري نجاتم بدي

يه كاري بكن كه حالا وقتشه

 

بايد بشكني قفل تنهاييمو

بزار حس كنم تو وجودم تورو

پره خواهش و التماسم حالا

اگه ميشه تنهام نزار و نرو

(((((م صادقي )))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 19:36



تقدير

دو شنبه 2 دی 1392

شماره ثبت: ۷۱۹۲۱-۷۸۰۰۶

ثبت شده در آكادمي ترانه

چه زيبا ميشه فردا وقتي چشمام

بشه باز و تو باشي در كنارم

همه دنيا رو تو چشمات ببينم

چقد اين آرزو رو دوست دارم

 

شبا تو بي كسي هاي شبونم

چقد درد تو رو با ماه گفتم

به عكست خيره موندم تا سحرگاه

چقد اسم تو رو با آه گفتم

 

نبودي تو عبور بي كسي هام

چقد سنگين من و غم راه رفتيم

تو اون كوچه كه ردي از تو داره

به ياد خاطرات تو مي افتيم

 

چقد دلتنگ خورشيد نگاتم

تو اين روزا فقط كابوس تارم

نه مي ميرم ، نه زنده ميشم حالا

تحمل ميكنم راهي ندارم

 

تو رفتي تا افق تا بي نهايت

من اينجا دست و پام زنجير ميشه

بايد باشم بدون هرم دستات

همين داره برام تقدير ميشه

 

حالا تو اوج دلتنگي كناره

همين سنگي كه زيرش خونه داري

مي شينم نالم و با سنگ ميگم

شايد عشق من و يادت بياري

(((((م صادقي)))))

 



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 8:48



چهار شنبه 15 آبان 1392

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۸۵۰-۷۷۴۹۰

مي گي از زمين و زمان خسته اي
بشين تو دلم يه نفس تازه كن
شبايي كه وحشت مياد تو دلت
قدت رو با آغوشم اندازه كن

اگه با من و لحظه هام سر كني
غم و از نگاهت مي رونم گلم
فقط عشق من رو تو باور بكن
مث كوه پشتت مي مونم گلم

نترس از هياهوي شب هاي سرد
مي توني شب و با دلم سر كني
يه دنيا ستاره ميارم برات
فقط كافيه من رو باور كني

اگه دساتو دست من بسپري
به دساي تو عطر ياس مي زنم
نمي خوايي بفهمي ولي باز ميگم
اوني كه نفس ميده به تو منم

فقط يه قدم مونده به صبح ما
بيا و طلوع كن كه فردا بشه
تو يك ساعتي كه كنار هميم
مي تونه همه زندگي جا بشه

حالا كه غريبم ميون همه
تو با من غريبي نكن نازنين
اسيري تو شب هاي سرد زمين
بيا و طلوعت رو در من ببين

((((( م صادقي)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 15:0



عشق و هوس

سه شنبه 2 مهر 1392

من گم شدم تو ازدحام این تردد

دیگه دلت دلتنگ اون روزا نمیشه

اونقدر این روزا سر قلبت شلوغه

که جای خالی واسه من پیدا نمیشه

 

روزی که غم مهمون قلب بی کست بود

من جای غم شادی رو تو قلبت نشوندم

چی شد که هر لحظه دلت میل یکی کرد

چی شد که من اون گوشه قلبت نموندم

 

یه کمی به خود بیا قصه اینه

ظاهرت مردم و راضی میکنه

مث توپ فوتبالی توی زمین

هر کسی یه جوری بازی میکنه

اگه این پنجره رو وا نکنی

اون هوای سمی موندگار میشه

ذره ذره که نمیاد طرفت

یه دفه روی سرت هوار میشه

 

یادت میاد گفتی مثل خون تو رگامی

کهنه شدم قلبت یه خون تازه می خواس

غافل از اینکه سرخی خون نیس شرابه

عشق و هوس هر دو شروعش یک معماس

 

تا کی میخوایی مثل یه بازیچه بمونی

برگرد فرصت داره از دست تو میره

تو ازدحام این هوس های پوشالی

قلب تو هم رنگ هوس داره میگیره

((((م صادقی ))))

 



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 21:13



من از انکار می ترسم

جمعه 22 شهريور 1392

ثبت شده در آكادمي ترانه

شماره ثبت: ۷۱۶۰۷-۷۵۰۲۲

من از شب گریه های این دل تب دار می ترسم

از اینکه دق کنه یه شب نشه بیدار می ترسم

اگه زندم واسه اینه که تو دستام تو رو دارم

از اینکه تو بری ترکم کنی بسیار می ترسم

نرو یه لحظه هم بی تو تصور کردنش سخته

بدون تو مث یه قاتلی بر دار می ترسم

شبی صد بار از فکر نبودت می پرم از خواب

من حتی نیمه شبها تو خواب انگار می ترسم

میدونی که چرا میگم نرو بیرون از این خونه

من از هر اتفاق پشت این دیوار می ترسم

نزار که فاصله باشه به قد دود یک سیگار

من از این فاصله ، این دود و این سیگار می ترسم

چقد تو دلهره باشم که تو میری یا می مونی

بیا تکلیف و روشن کن ، از این تکرار می ترسم

با چی اندازه می گیری محبت های بی مرزم

من از این خط کش و نقاله و پرگار می ترسم

هواخواه منی این و میشه از اون نگات فهمید

میدونم که دوسم داری نکن انکار می ترسم

(((((م صادقی )))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 10:48



کابوس

جمعه 1 شهريور 1392

احساس یه دیوونه رو دارم که شبها

تو کوچه ها دنبال تنهاییش میگرده

میخواد که از این مردم و دنیا جدا شه

غرق خودش باشه و دیگه برنگرده

 

یک شب که خون هم توی قلبم ناله میکرد

ساده دلم رو دست رویای تو دادم

ادامه این ترانه رو میتونید تو ( ادامه مطلب بخونید )

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

دوستانم میتونن با پیام خصوصی رمز رو دریافت کنن




ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 11:48



بانو

جمعه 1 شهريور 1392

این ترانه رو تقدیم کردم به خواهر همیشه مهربانم الهه صادقی 

استاد عزیزم خانم سید موسوی هم در ادامه این کار یه ترانه خیلی قشنگ گفتن

الهه خانم هم در ادامه یه ترانه زیبا رو در جواب همین کار گذاشتن

ترانه خانم موسوی و الهه عزیز رو میتونید در ادامه مطلب بخونید 

(((لطفا حروف اول هر بیت رو که به رنگ دیگه است به صورت پشت سر هم بخونید)))

امشب دلم همراه بغضت ناله کرده ، احساس این روزای تو همشکل درده

لبخند تلخت میگه قلبت دردهاشو ، طی کرده و بازم دوباره دوره کرده

هر شب میون بسترت غرق خدایی ، شاید خدا درداتو از قلبت بگیره

هر صبح اما تو دعاتو پس میگیری ، شاعر بدون درد و احساسش میمیره

صادق اگه باشی تو این دنیای وحشی ، احساستو مردم به بازیچه میگیرن

اما تو احساست رو جاری کن تو واژه ، بگذار حسودا دق کنن از غم بمیرن

دست و دلت سبز و لبت پر خنده می خوام ، تو این زمونه که همه چی بغض داره

قد همه دنیا پر از بغضی میترسم ، اون قلب کوچیکت یه وقت طاقت نیاره

یوسف اگه باشی به جرم بی گناهی ، باید توی زندون این دنیا بمونی

 

دستات توی دست خدا اگه نباشه ، دنیا شکستت میده بانو ، نمیتونی

ادامه مطلب رو ببینبد

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

لطفا دوستان رمز را در پیام خصوصی دریافت کنند




ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 11:15



خیانت

دو شنبه 14 مرداد 1392

قسمتی از یک ترانه

برو... ساکت... دیگه حرفی نمونده

برو ... خستم ... میخوام آروم بگیرم

خیال کردی نباشی بی تو شبها

به پابوس غم و کابوس میرم

ترک خورده دلم از دست حرفات

همش داری یه ننگ و می پشونی

تا کی میخوایی من و بازی بگیری

آخه ... بی معرفت ... تا کی میتونی

.

.

.

.

.

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 22:24



آیینه

جمعه 11 مرداد 1392

ادامه ترانه در ادامه مطلب

یه تصویر تو افق پیداست ، چقد گنگه و چقد فاشه

یه فرجه میخوام از دنیا ، شاید تصویر تو باشه

یه شب رفتی تو از اینجا ، شبی که صبحش و گم کرد

شبی که بغض چشم من ، رو آیینه ترنم کرد

 

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 1:32



امشب

دو شنبه 7 مرداد 1392

قسمتی از یک ترانه بقیه در ادامه مطلب

امشب کنارم باش و دستم رو بگیر بعدش

خاکستر مونده از عشقت رو تماشا کن

فردا تن تابوتم و بوسه بزن بعدش

از بی کسی های دلم صد برگ و انشا کن

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 19:45



تقدیر

دو شنبه 7 مرداد 1392

قسمتی از یک ترانه

من و تقدیر می جنگیم

ته این قصه چی میشه

کدوم پیروز میدونیم

کدوم سنگیم کدوم شیشه

تو همتقدیر من بودی

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 19:43



شطرنج

جمعه 4 مرداد 1392

قسمتی از یک ترانه بقیه در ادامه مطلب

دارم دردتو ، تو دلم می کشم

ولی بوم قلبم دیگه پر شده

دلم با همین نقش جا مونده ات

حالا هم پیاله و دمخور شده

 

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 21:18



غم

جمعه 4 مرداد 1392

قسمتی از یک ترانه

این ترانه فقط برای دلم گفتم اصلا سعی در رعایت وزن و قافیه نکردم ببخشید

غم مرگت مثه ناقوس مرگه 

من و تا مرز نیستی می کشونه

میگن مردن نمیشه مسری باشه

داره من رو به مردن می رسونه

 

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.


ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 21:9



هوس

جمعه 14 تير 1392

 یه بغل بهشت آوردم واسه تو

تو فقط سرخی سیب و می دیدی

آسمون دل من سهم تو بود

معنی پریدن و نفهمیدی

سایه مرگی و از کدوم طرف

اومدی سایه شدی رو زندگیم

به کسوف کشوندی خورشید من و

حالا موندی که به هم ما چی بگیم

آسمونم با ستاره دلت

خیلی وقته که قمر در عقربه

دلم از دست هوس بازی تو

خیلی وقته که دیگه جون به لبه

برو تا هوای زندگی بیاد

یه کمی حال من و عوض کنه

شبای رویاییمون سحر شده

بودن تو حالا کابوس منه

عشق من بالاتر از درک تو بود

تو وجودت شده لبریز هوس 

من از این جاده به فردا میرسم

تو برو به عشق پوشالیت برس

((((( م صادقی)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 11:14



نيا

سه شنبه 28 خرداد 1392

 نيا ديگه غم دوريت

همه احساس و سوزونده

از اون عشق و از اون آتيش

فقط خاكسترش مونده

چه كردي با من عاشق

لگد كردي تو احساسم

برو از زندگيم بيرون

تو رو ديگه نميشناسم

شكست اون حلقه الفت

كه من با تو يكي مي كرد

شدي توو زندگي من

مث يه غده اي از درد

نميشه نه غلط گفتم

غمت افتاده تو جونم

فراموش كن همه حرفام

بدون تو نمي تونم

آخه تو هر چقد بد شي

دلم بي تو پر آشوبه

يه عمري بد يه لحظه خوب

همون لحظه چقد خوبه

(((((م صادقي)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 8:38



حس دلتنگي

یک شنبه 19 خرداد 1392

 يه حسي داره دلتنگي ، مث درده نميدونم

شايد مثل يه زجري كه ، رسوب كرده توي جونم

مث مردن ، نميدونم ، مث پوچه ، مث هيچه

نميدونم چيه اما ، به دست و پام مي پيچه

مث ققنوس مي مونه ، شبش با روز يكي ميشه

نميشه اون و قايم كرد ، مث نور توي شيشه

مث يه گمشده ، كه از خودش آدرس رو مي پرسه

همش گيجي ، همش منگي ، نميدونم يه كابوسه

من اين كابوس و دوس دارم ، كه تنها يادگاريته

تو كه نيستي ولي هستي ، دليل موندگاريته

(((((م صادقي)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 18:54



جمعه 10 خرداد 1392

مث دريا واسه ابراي وحشي

دليل بودن عشق تو بودم

چقد زحمت كشيدم پا بگيري

چقد از تو  ، چقد از تو سرودم

تو رو با عشق سنجيدم هميشه

چقد عشق و به تو تعبير كردم

زدي تو پشت پا بر آرزوهام

خودم رو پاي عشقت پير كردم

نميدوني تو تنهايي مطلق

شبا با مرگ من رقصيده بودم

براي اينكه فردا رو نبينم

چه نسخه ها كه من پيچيده بودم

چرا باور نداري بي تو خستم

نميبيني چرا تو اشك يك مرد

همين مردي كه تو تنهايي خود

براي خاطراتش گريه ميكرد

همين مردي كه يه روزي مي گفتي

نفس بي تو توي سينم ميگيره

چقد ساده بودم باور ميكردم

كه عشق تو يه عشق بي نظيره

لبام و يه جوري دوختي كه حالا

نمي شه با خودم هم درد و دل كرد

نميدونم نميشه يا نمي خوام

بگم از راهي كه رفتي تو برگرد

((((م صادقي)))))

 



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 10:12



مادر

یک شنبه 5 خرداد 1392

 اين ترانه سروده خواهر مهربون و با احساسمه خواهري كه تو نوجواني درس هاي زيادي تو نوشته هاش است كاش ميشد و ميتونستم بيشتر از اين خواهر هنرمندم بزارم چيزي كه اينجا ميزارم از ابتدا تا پي نوشت از خوده اين بانوي هنرمنده خواهر خوبم با تمام وجود بهت افتخار ميكنم اي الهه مهرباني و احساس

اي هم سروده اي فوق العاده از بانو

الهه صادقي عزيز و مهربون

با همه ی احساسم تقدیم به:

مادران مظلومی که کنج آسایشگاه سالمندان…بی بهانه چشم انتظارند…!!!

 

چشم انتظاری تلخه می فهمم

آخر تو با این بغض می پوسی

(رفتن) یه کابوسه ولی مادر

تو هرشب این کابوسو می بوسی…!!!

مادر یِِه کم شاکی شو از دردات

چشم از تماشای خدا بردار

درد تو  رو دنیا نمی فهمه

نفرین کن و دست از دعا بردار

پُر میشی از این غربتِ دائم

مادر دلت همرنگ دنیا نیست

وقتی تموم آدما گرگن

رویای تو تکرار حوّا نیست

هرزه نگاهت میکنه ساعت

لبریزی از بغض و فراموشی

هر شب هجوم تلخ اشکاتو

با (خاطره) هر شب هم آغوشی

قِی کن تموم دلخوشی هاتو

این دلخوشی شاید برات سم شه

اونقدر درد و غصه داری که

تکیه به دیوارم کنی خم شه

زخماتو می بنده خدا هرشب

می فهمه از دنیات دلگیری

سهم تو پروازه ولی اینبار

کنج قفس آهسته میمیری…!!!

دنیای ما رنگش خدایی نیست

(میم) دیگه با (مادرشدن) سرده

مادر داره جون میده با لبخند

تو خنده هاش حس می کنم درده…!!!

پانوشت: قسم به احساس پاک همتون

بیاین نذاریم دیالوگ ماندگار فیلم مادر علی حاتمی معنا بشه

 ((مادر مرد...از بس كه جان ... ندارد))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 11:44



پنجره

چهار شنبه 1 خرداد 1392

پره بغضم پره روياي بارون

پره شب كوچه هاي ساكت و سرد

دلم آرامش دستات و مي خواد

تا يه نوري به چشمام هست ،  بر گرد

كنار پنجره هر روز و هر شب

به اون راهي كه رفتي خيره موندم

ديگه خسته شدم من از خود من

خودم رو تو خودم بي تو شكوندم

يكي ميگفت بهاره سال نو شد

بهارم رو توي پاييز تو كشتي

من و پاييز گره خورديم با هم

كجايي بانوي ارديبهشتي

دارم از نا اميدي خسته ميشم

نه از تو يه نشوني و نه ردي

نميدونم بمونم يا بميرم

نميدونم تو آخر بر مي گردي

(((((م صادقي)))))

 



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 19:4



خيانت

جمعه 27 ارديبهشت 1392

 

حالا كه غم شده تنپوش شبهام

به پابوس كدوم آغوش ميري

گرفته زندگيت بوي تعفن

تو از عطر كدوم نامرد سيري

كي سجده ميكنه پيش نگاهت

حالا كه رو تنت محو نيازه

كي داره رو دروغاي قشنگت

تموم زندگانيشو مي بازه

همون لحظه كه تو آغوش اوني

تظاهر مي كني مثل يه قديس

منم گول همين احساس و خوردم

خجالت مي كشه پيش تو ابليس

تا كي دنيا به كام تو مي چرخه

تا كي مي توني اسبت رو بتازي

يه روزي دست تو رو ميشه اون روز

تموم زندگانيتو مي بازي

(((((م صادقي)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 19:59



بن بست

جمعه 27 ارديبهشت 1392

 

دختر كوچه بن بست

مي دونستي بي نظيري

حالا كه مات چشاتم

داري از اين كوچه ميري

بري تو تنها مي مونم

مث قبل از آشنايي

درد بي درمون عشقم

نداره جز تو دوايي

نزار اون چشم روياييت ، ديگه از چشم من كم شه

نزار اين كوچه بعد از تو ، برام مثل جهنم شه

زندگيم وقتي نباشي

بي سرانجامه و پوچه

بسته ميشه راه فردا

مث انتهاي كوچه

بزا تا خورشيد عشقم

تو چشت آروم بگيره

نزا تو نبودن تو

دل عاشقم بميره

نزار اون چشم روياييت ، ديگه از چشم من كم شه

نزار اين كوچه بعد از تو ، برام مثل جهنم شه

(((((م صادقي)))))

 



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 18:36



رویا

سه شنبه 24 ارديبهشت 1392

 

تو بسترت محو چه رویایی

رویای من جایی واست داره

پلکات داره تو خواب می رقصه

یا مثل من چشم تو بیداره

برگای خشکیده هنوزم هست

تو لابه لای دفتر شعرت

این برگا مرده اما می مونه

این جمله چی یاد تو میاره

رحمی بکن این راه چه تاریکه

بی نور چشمون تو میترسم

کاشکی بزاری این دل خسته

یه قطره از نورش رو برداره

یک لحظه فکر غربت من باش

تقدیر من با تو گره خورده

با من نمونی تقویم عمرم

فرداش و تو دیروز میزاره

فرصت بده تا خاطره هام و

بردارم و از کوچه ها رد شم

باور نکن که میری از یادم

نه ، قصه تاره اول کاره

گوش تو مثل کوه و حرف من

یک انعکاس بی سرنجامه

حرفام فقط یک جا اثر داره

این حنجره م رو میکنه پاره

حالا میخوام که بی تو بودن رو

تمرین کنم شاید بشه شاید

باید که بردارم همین عکسی

که مونده از تو روی دیواره

بغضم رو همراه مه دیشب

به آسمون تیره بخشیدم

امروز همش دلواپس اینم

نکنه ای خدا بارون بباره

(((((م صادقی)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 20:41



عشق

سه شنبه 10 ارديبهشت 1392

 

می خواستم برات عشق و آذین کنم

یه بقچه ستاره بریزم به پات

می خواستم که پرگار بشه کهکشون

بگرده به دور حریم نگات

دلم همراه لحظه های تو نیست

خودت این بهونه رو دستش دادی

نبودی تو سهم من از زندگی

مسیر و آره اشتباه اومدی

می دونی که طراح عشقت منم

بجز من کی می تونه حلش کنه

دلت رو نده دست هر ناکسی

نمی دونه قدر اون و ... می شکنه

حالا وقتی که دستاش و می گیری

چه تند می زنه نبض دستای من

چقد روشنه روزگارت با اون

چقد تاریکه حال و فردای من

(((((م صادقی)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 22:38



...

شنبه 31 فروردين 1392

 نازنین از زندگیم راحت و آسوده برو

این روزا حال من از خوده جهنم بد تره

تو که میتونی از این پیله برو پروانه شو

برا من دیگه همین جا ایستگاه آخره

بقچه خیالتم بر دار و با خودت ببر

بزا تا خالی شه از خیال تو کنج دلم

من و مرگ و حادثه ی  رفتنت هم یه جوری

آخرش کنار میاییم غصه نخور یه وقت گلم

تو باید بری و به فردای روشن برسی

موندن تو پیش من عمر و هدر دادنته

من که افتادم دیگه نمیتونم پا بگیرم

ولی تو حالا تازه اول ایستادنته

(((((م صادقی)))))



نوشته شده توسط م صادقی در ساعت 19:46



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد

درباره



به وبلاگ خودتون خوش آمدیدامیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری کنیدلطفا بدون نظر نریدمرسی
kshik1001@yahoo.com


مطالب پیشین

اكسير مرگ
نظر
احساس مشترك من و نازنين دهقاني
آخر قصه
بوس و كابوس
فصل سقوط عاشقي
خواهش
تقدير
عشق و هوس
من از انکار می ترسم
کابوس
بانو
خیانت
آیینه
امشب
تقدیر
شطرنج
غم
هوس
نيا
حس دلتنگي
مادر
پنجره
خيانت
بن بست
رویا
عشق
...
مرز دلبستگی
هیچ
....
عشق اجباري
ديگه بي تو نبايد عاشقي كرد
فاصله
تنفر
...
کوچ پرستو




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by shur
This Template By Theme-Designer.Com